Loading...

اجرای برجام با پیروزی ترامپ تغییر نمی‌کند

اجرای برجام با پیروزی ترامپ تغییر نمی‌کند

*به عقیده شما چه عواملی در ظهور پدیده دونالد ترامپ در جامعه آمریکا موثر بوده اند؟

ظهور ترامپ را می توان ناشی از بحران های بسیار جدی اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و فرهنگی در جامعه آمریکا دانست و اگر بخواهیم ریشه این امر را بررسی کنیم باید به زمان شوروی بازگردیم که سیستم دوقطبی در عرصه بین الملل حاکم بود و آمریکا دیپلماسی مشخصی را در روابط بین الملل تعقیب می کرد. آن ها سیاست های امنیتی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را با توجه به وجود این دیگر (شوروی)، تنظیم می کردند.

در واقع در آن زمان وجود شوروی و بلوک شرق به سیاست های خارجی آمریکا معنا می داد و با فروپاشی شوروی بود که جامعه آمریکا خلأیی در دوران جورج بوش اول و پس از آن کلینتون را تجربه کرد و این خلاء همانطور در آمریکا باقی ماند به طوری که حتی خانم آلبرایت وزیر خارجه وقت کلینتون در ماه های آخر مسئولیتش در میان انجمن زنان آمریکا، گفت: «ما در دو دوره ریاست جمهوری کلینتون سیاست خارجی مشخصی نداشتیم.» این سیاست خارجی مشخص مربوط می شود به بحرانی که به خاطر فروپاشی نظام دوقطبی به وجود آمده بود و با روی کار آمدن جورج بوش دوم آمریکا سعی کرد به سیاست خارجی خود، مسائل امنیتی و اقدامات نظامی و کمک های خارجی اش معنا ببخشد. اقدامات نظامی و فعالیت های دیگر آمریکا هم که مصادف با حادثه یازده سپتامبر بود در همین زمره است. حادثه یازده سپتامبر مجدداً آمریکا را با یک بحران جدی تر مواجه می کند و پس از آن موضوع بحران هویت و به طور کلی بحث ضعف آمریکا مطرح می شود؛ چرا که در حادثه ۱۱ سپتامبر خاک این کشور به راحتی مورد تجاوز قرار گرفت. پس از آن هم مسائلی مانند دخالت در افغانستان و عراق باعث شد تا آمریکا با بحران اقتصادی بسیار جدی مواجه شود و این درحالی بود که بحران روانی همچنان در این کشور وجود داشت.

جدا از بحران اقتصادی که برای آمریکا به واسطه حضور نظامی در سایر کشور ها ایجاد شد ورشکستگی بانک ها، همچنین افزایش بی کاری در این کشور مزید بر علت شد تا انتظارات بالای مردم از اوباما و حزب دموکرات تأمین نشود و این در حالی بود که دموکرات ها کار خود را به خوبی انجام دادند و نمره قابل قبولی گرفتند و با وجود اینکه اقتصاد آمریکا را از ورشکستگی درآوردند؛ ولی همچنان بحران در داخل این کشور وجود داشت.

تحت این شرایط و با توجه به انتظاراتی که تأمین نشد نوعی سرخوردگی در جامعه آمریکا به وجودآمد و جامعه به سمت جناح چپ و راست کشیده شد و گروهی جذب جناح سندرز و گروه دیگر جذب جناح ترامپ شدند. هر دو گروه چه آنهایی که به سمت چپ ، حزب دموکرات یعنی سندرز رفتند و چه کسانی که به سمت راست یعنی ترامپ گرایش پیدا کردند منتظر یک تغییر اساسی بودند، به همین دلیل برای اولین بار فردی مثل سندرز توانست محبوبیت پیدا کند و آرای قابل توجهی را به خود اختصاص دهد، به طوری که حتی وقتی خود او از هیلاری کلینتون حمایت کرد همچنان طرفدارانش به او پایبند بودند.

نکته ای که باید اضافه کنم این است که طبق نظرسنجی های اخیر ۶۰ درصد از مردم آمریکا نه ترامپ را قبول دارند و نه کلینتون را چراکه آنهایی که طرفدار سندرز هستند شدیداً مأیوس شدند و امکان دارد اصلاً رأی ندهند. بنابراین برای اطلاع از چگونگی نتایج آراء انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باید نظر ۴۰ درصدی که رأی می دهند را مورد بررسی قرار بدهند.

*موضع ترامپ در قبال مقابله با داعش چیست و به طور کلی برنامه های او در زمینه سیاست خارجی را چطور ارزیابی می کنید؟

وقتی از ترامپ در مورد مقابله با داعش سئوال کردند او گفت که این یک برنامه محرمانه است و من نمی توانم آن را اعلام کنم. این موضوع به نگرش آن ها نسبت به دموکراسی باز می گردد و سایر نماینده های احزاب آمریکا هم برنامه های خود در زمینه های مختلف را به صورت کلی بازگو می کنند.

از سوی دیگر برای آمریکایی ها سیاست داخلی در اولویت قرار دارد نه سیاست خارجی. به همین دلیل هم تاریخ و جغرافیای آن ها بسیار ضعیف است و تا زمانی که بحث جان و زندگی آمریکایی ها در میان نباشد نسبت به سیاست خارجی توجهی نشان نمی دهند زیرا اولویت و دغدغه مردم آمریکا رسیدگی به امور اقتصادی است.

*مواضع ترامپ در قبال سوریه را چطور ارزیابی می کنید؟

ترامپ این سئوال را مطرح می کند که چرا آمریکا در مسائل مربوط به سوریه دخالت نکرد و ساکت ماند؟ همینطور می گوید که چرا آمریکایی ها در رابطه با برجام کوتاه آمدند؟ ترامپ این رفتار ها را نوعی ضعف می داند و همین مواضع او و تقویت حس ناسیونالیستی آمریکایی اش بر شمار حامیانش می افزاید.

فراموش نکنیم در گذشته هم آمریکا این تجربه را داشته است؛ یعنی در گذشته هم جماعتی به سمت رونالد ریگان رفتند و از حزب دموکرات دست کشیدند. ریگان هم براین باور بود که در رابطه با شوروی سر آمریکایی ها کلاه گذاشته شده و «قرارداد سالت» باعث شد آمریکا ضعیف و شوروی قوی تر شود.

*شما با این گزاره که ترامپ حس ناسیونالیستی خفته آمریکایی ها را بیدار کرد، چقدر موافق هستید؟

آمریکایی ها یا لاقل بخش هایی از مردم این کشور احساس کردند که قدرتشان در سطح جهانی رو به تنزل گذاشته و تا حد زیادی وضعیت معیشتی طبقه متوسط در سطح طبقه کارگر تنزل پیدا کرده است. در این شرایط بود که شعارهای فردی مانند ترامپ برای مردم امریکا جذابیت پیدا می کند چراکه او می گوید: «من غرورتان را به شما باز می گردانم، حس ناسیونالیستی آمریکایی ها را تقویت و همچنین با جهانی شدن مخالفت می کنم، چون جهانی شدن باعث می شود کشورهای دیگر در آمریکا سرمایه گذاری کنند و منابع ما را به غارت ببرند.» ترامپ این سئوال را هم مطرح می کند که چرا چین و یا سایر کشور ها توانسته اند بازار آمریکا را اشغال کنند؟ همچنین به کشیدن دیوار بین مکزیک و آمریکا اشاره می کند.

با طرح همین مسائل است که مواضع ترامپ در قبال حضور مهاجران و مکزیکی ها در بازار کار آمریکا به مذاق مخالفان حضور مهاجران در آمریکا خوش آمده است، زیرا تحقق شعارهای او در رابطه با ایجاد دیوار بین آمریکا و مکزیک، می تواند لشکر بیکارانی که از مکزیک به سمت آمریکا سرازیر می شوند را متوقف و سطح اشتغال در این کشور را بالا ببرد که نتیجه آن زندگی بهتر برای آمریکایی ها خواهد بود. کشیدن دیوار بین آمریکا و مکزیک در واقع سمبل اشتغال بیشتر برای مردم آمریکا است و غرور از دست رفته آن ها را بیشتر تقویت می کند.

*به عقیده شما آیا آمریکای بزرگ و قدرتمند نیاز امروز مردم آمریکا است؟

معمولاً این نوع شعار ها از طرف جمهوریخواهان ارائه می شود و امروز هم ترامپ آن را مطرح می کند. شعار آمریکای بزرگ و قدرتمند از سوی آنهایی که سرخورده شده اند مورد حمایت قرار می گیرد. این نوع شعار ها که به دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ باز می گردد، پوپولیستی محسوب می شود و در آمریکا ریشه دارد. در آن زمان نهضت مک کارتیزم به وجود آمد و باعث شد حاشیه نشین ها به سمت آن جلب شوند. کسانی که امروز از ترامپ حمایت می کنند هم به نوعی گرایش پوپولیستی دارند.

*از نظر شما پوپولیسم تا چه حد در آمریکا شیوع یافته و تا چه حد می توان ترامپ را منشأ آن دانست؟

پس از جنگ جهانی دوم این حس ناسیونالیستی تا حد زیادی در آمریکا تقویت شد و به زمانی بازمی گردد که آمریکا به عنوان یک ابرقدرت وارد صحنه روابط بین الملل شد. در طول تاریخ آمریکا رهبران پس از جنگ جهانی دوم همواره این نظریه را تقویت کردند که آمریکا در جهان بر تر بوده و برتر باقی خواهد ماند. این جایگاه بر تر در زمان جنگ سرد و در مقابل کمونیسم بود و به زمانی باز می گردد که آن ها خود را بالا تر از بلوک شرق می دانستند. پس از فروپاشی شوروی هم لازم بود که این حس ناسیونالیستی مجدداً تقویت شود تا آمریکایی ها همچنان به عنوان تنها ابرقدرت جهان معرفی شوند و بنابراین می توان گفت که در حال حاضر هم پوپولیسم سوخت لازم برای گرایش به جریان ترامپ را فراهم می کند.

آنچه امروز ترامپ مطرح می کند این است که آمریکا در گذشته سیاست هایی را تعقیب کرده که باعث شده است مسائل به نفع غیرآمریکایی ها تمام شود. همانطور که پیش تر گفتم ترامپ مخالف جهانی شدن بوده و معتقد است جهانی شدن باعث می شود دیگران هم از این فرصت استفاده کرده و مرز ها را درنوردند و به خاطر بی مرز شدن که تحت شرایط جهانی شدن ایجاد می شود این امکان را بدست آورند که ابتکار عمل را از دست آمریکایی ها خارج کنند. برای همین ترامپ می گوید باید سعی کنیم سرمایه داران را در آمریکا جمع کنیم ، نه اینکه اجازه دهیم سرمایه داران خارجی منابع مالی ما را ببرند و درحقیقت می توان گفت ترامپ بیشتر دنبال این است که در داخل آمریکا کار ایجاد کند و صنایع را توسعه بدهد.

علاوه براین کاندیدای جمهوری خواه می گوید بسیاری از صنایع نظامی آمریکا از رده خارج شده اند و با مقتضیات امروز سازگار نیستند. از نظر او لازم است تا نیروی هوایی و دریای